تبليغاتX
معجون
اسمش روشه. معجون یا ملغمه ای از چیزایی که احساس می کنم انقدر ارزش اینو داره که وقتتونو بگیرم
ورزش کردن خیلی به آدم آرامش میده. وقتی ورزش میکنم انگاری که یه آمپول مورفین زدم.
+ نوشته شده در  شنبه سوم آذر 1386ساعت 19:38  توسط حمید  | 
یه تجربه دیگه:

وقتی حالتون بدِ فکر نکنید که تا آخر حالتون همین جور می‌مونه. بالاخره حالتون خوب می‌شه.

+ نوشته شده در  جمعه دوم آذر 1386ساعت 11:13  توسط حمید  | 

سلام، خوبین؟

خیلی وقته که به روز نکردم. می‌خوام از این به بعد تجربه‌های روزانه خودم رو در قالب جمله‌های کوتاه بنویسم. البته می‌دونم که دیگه به علت این تاخیر طولانی خواننده‌هامو از دست دادم، ولی باکی نیست، برای دلِ خودم می‌نویسم. کم هم می‌نویسم که هر بار که بخوام بنویسم تنبلیم نیاد. و حالا اولین تجربه:

آدم می‌تونه ناهار نخوره. من تازه 2-3 هفته‌است که این رو فهمیدم. ناهار خیلی وقت گیره و آدم رو کسل می‌کنه. تازه بدن ما هم که نچندان تحرکی داره (البته خودم رو عرض می‌فرمایم) به انقدر کالری نیاز نداره.

+ نوشته شده در  چهارشنبه سی ام آبان 1386ساعت 19:56  توسط حمید  |