
۲ نکته:
- جای نیلز بور واقعا خالیه (نتونستم ازش کاریکاتور پیدا کنم).
- به حق عکس پلانک رو از همه بزرگ تر گذاشتم
روايت است كه يك منجم، يك فيزيكدان و يك رياضيدان تعطيلات خود را در اسكاتلند مي گذراندند. در حالي كه از پنجره قطار بيرون را نگاه مي كردند٬ گوسفند سياهي را در ميان مزرعه اي مي بينند.
منجم ميگويد: چه جالب، همه گوسفندان اسكاتلندي سياهند! و فيزيكدان به اين گفته او چنين پاسخ ميدهد: نخير، بعضي از گوسفند هاي اسكاتلندي سياه هستند! رياضيدان از ناراحتي نگاهي به آسمان مي افكند و سپس به لحني موعظه گونه ميگويد: نخیر٬ در اسكاتلند دست كم يك مزرعه وجود دارد، كه دست كم يك گوسفند در آن است كه دست كم يك طرف آن سياه است.
لطفا اظهار نظر این ۳ به اصطلاح دانشگر(!) رو نقد کنید.
دانشمندان از كوه هاي دانش صعود مي كنند و در آستانه رسيدن به قله ، هنگامي كه آخرين صخره ها را پشت سر مي گذارند و به بالاترين نقطه مي رسند عالمان الهيات كه از قرن ها پيش در آنجا سكني گزيده اند از آنها استقبال مي كنند.