آورده اند که .........
در روزگاري که مردم بسي از فساد و ناداني درباريان به تنگ آمده بودند، شيخي از کوچه اي تنگ و تاريک ميگذشت که به ناگه صداي ناله هاي بلندي را شنيد . صدا بسيار نابهنجار و از چادري سياه به گوش ميرسيد. شيخ با تعجب وارد چادر شد . چادر بسيار تاريک بود. در چادر مشتي رند را ديد که عريان شده بودند و بر سر و سينه مي زدند . وقت بسيار خوش آمد. شيخ با خود گفت اين رندان کيستند که اينگونه در عظمت پروردگار ذوب گشته اند.
شيخ که گمان کرد آنان در راه معشوق اين چنين از خود بي خود گشتهاند، جامه را بدريد ، نعره اي بزد و از حال برفت .
مدتي بعد که بهوش آمد به خيال آنکه چهرهي آن فنا شد گان در راه خدا را مي نگرد عده اي قحطي زده را ديد که درحال بلعيدن طعام بودند . گويا سالها بود که خداوند متعال رزق را بر آنان تنگ کرده و روزگار جفاپيشه لقمه اي را در سفره ي آنان ننهاده بود .
شيخ حيران از آنکه کجايند آن رنداني که خود را آنگونه از خود بي خود گشته بودند.
به تگ بيرون آمد تا ردي از آنان بيابد که عده اي دنيا پرست را ديد که در حال خوشگذراني با دختران نااهل بودند .
شيخ پريشان و آشفته حال تمام شهر را به دنبال آن شيفتگان گشت اما اثري نبود که نبود .
دي شيخ با چراغ همي گشت گرد شهر کز ديو و دد ملولم و انسانم آرزوست
گفتند يافت مي نشود گشته ايم ما گفت آنچه يافت مي نشود آنم آرزوست
پ.ن: این متن رو داداشم نوشته!
سلام دوستان
این نامه ای که ضمیمه متن هست رو حتما بخونید. یکی از دوستان 84ایم (ع.س.) این نامه رو در نقد اوضاع آموزشی دانشکده نوشته. انصافا حرف دله تکتک مونه. به امید روزی که بتونیم با کمک هم یک جو خوب آموزشی رو علاوه بر جو پژوهشی، در دانشکدمون حاکم کنیم.
امروز یه مرده, مادرش رو آورده بود که ببره مسجد. مسجد محله ما نبش میدونه. مادره به پلیسه داش التماس میکرد که:«مادرجون، ثواب داره. میخوام برم مسجد. بزار پسرم اینجا ماشینشو پارک کنه. دعات میکنم. اجرت با امام حسین»
یعنی پاگذاشتن روی قوانین و حقوق دیگران به اسم دین.
Bus Rapid Transit یا به عبارت دیگه عبور اتوبوس تند.
اینم یه ایستگاه BRT در یکی از ممالکه خارجیه:

راستی ما چرا نمی تونیم تو زبون فارسی به راحتی مخفف بسازیم. در حالیکه انگلیسی ها به خوبی این کارو می کنن. مثلا چه ایرادی داره که ما بجای BRT بگیم عات(عبور اتوبوس تند.)؟
چرا ما تو دانشکدمون جشن فارغالتحصیلی نداریم؟
خیلی از دانشکدههای دیگه همه ساله مراسم با شکوهی میگیرن و پایان دوره 4 ساله کارشناسیشون رو جشن میگیرن. اخیرا هم جشن فارغالتحصیلی دانشآموختگان دانشکده م.شیمی و نفت با حضور وزیر نفت برگزار شد.
جشن فارغالتحصیلی مکان خوبی برای یاداوری خاطرات شیرینیه که 4 سال در کنار دوستامون گذرونیم و در عین حال میتونه نقطه عطفی برای آینده دانشآموختگان باشه. من هم پیشنهاد میکنم که شورای صنفی (مانند دانشکدههای دیگر) مسئولیت این مراسم رو بر عهده بگیره و امیدوارم ما امسال شاهد مراسم گرم و باشکوه فارغالتحصیلی در دانشکده باشیم.
منتظر نظرات و پیشنهاداتتون در مورد جشن فارغالتحصیلی هستم.
پ.ن. این چند روز هم که تعطیلیم من بیکار شدم و هی چرتوپرت مینویسم.:)
تویه سایت تابناک نوشته بود:
«روزانه نزديك به چهل ميليارد تومان هزينه جاري دولت در تهران است که بخش عمده آن، حقوق و دستمزد کارکنان است ».
حالا اگه هزینه حملونقل و بنزین و مصارف برق و آب و گاز و تلفن ادارات دولتی رو کنار این عدد بگذاریم فکر کنم به عدد سرسامآورتری برسیم. تویه کتاب جامعهشناسی خودمانی نوشته بود که متوسط کار تو ادارات دولتی 50 دقیقه است و تویه اون کتاب پیشنهاد کرده بود که کارمندا همهی 5×50 دقیقهای رو که تو هفته میخوان کار کنن, تو یه روز انجام بدن و خیال همه رو راحت کنن.
با این وصف فکر کنم که تعطیلی 3 روزه دولت نه تنها به ضرر دولته بلکه به نفع دولت تموم بشه!
http://www.tabnak.ir/ سایت خبری تحلیلی تابناک
http://www.alborznews.net/ سایت خبری تحلیلی البرز
شما هم اگه علاقه مند به سایت های خبری-تحلیلی هستین پیشنهاد می کنم حتما یه سری به این ۲ تا وبگاه بزنین