امروز یه پسره 17-18 ساله اومد و خیلی محترمانه یه قرآن جیبی بهم داد و گفت صلوات بفرست. اولش فکر کردم که صلواتی، بعد از چند لحظه گفت هر چقدر که دوست داری بده، تو این بین هم هی دایم دعای خیر میکرد که ایشالا خوشبخت شی و ....
اومدم پسش بدم گفتش که قرآن رو که پس نمیدن. منم موندم که چی بگم. به هر حال من هم به سماجت تمام پسش دادم. مگه پس میگرفت، پدرم درومد. اصلا حاضر نبودم که کتابی که برای هدایت آدما فرستاده شده، وسیله کسبوکار بشه. اونم کسی که هنوز 17-18 سالشه و میتونه کار کنه.
حالا این مثال دمِ دستیشه. هر روز به بهانههای خیلی پیچیدهتری بعضیها از اعتقادات مردم برای سود خودشون استفاده میکنن.